تبليغاتX
»★ஜ پری+عشقஜ ★

»★ஜ پری+عشقஜ ★

سایت جدید من

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

لطفا از این پس به سایته من مراجعه کنید...

دوستون دارم .فعلا.

برای ورود به سایت بر روی ایرپات کلیک کنید.

ایرپات 

+ نوشته شده در  29 Apr 2010ساعت 9:22  توسط مریم  | 

تفاوت مادر غربی و مادر شرقی !!!

یکی از مواردی که توجه من را خیلی جلب می‌کند تفاوت روشهای تربیتی والدین غربی و شرقی است. نتیجه مشاهداتم هم در یک جمله خلاصه می‌شود. "والدین شرقی خود نیاز به یک تربیت اساسی دارند."

 
1- بعنوان مثال بچه غربی سرفه می‌کند. مادر یک دستمال درمی‌آورد و به بچه می‌دهد
بچه شرقی شدید سرفه می‌کند. مادر به او می‌گوید "نکن". بعد هم بچه را دعوا می‌کند. بچه حالا علاوه بر سرفه، زِر هم می‌زند.

 
2- بچه غربی غر می‌زند و نمی‌خواهد از مغازه بیرون برود. پدر به او می‌گوید که راه خروج را بلد نیست و از بچه می‌خواهد خروجی را نشانش بدهد. بچه یورتمه کنان بطرف در می‌رود و خوشحال است. احساس می‌کند کار مهمی انجام می‌دهد.
بچه شرقی غر می‌زند و نمی‌خواهد از مغازه بیرون برود. او را بزور و کشان کشان بیرون می‌برند. بچه زِر می‌زند.بچه شرقی غر می‌زند و نمی‌خواهد از مغازه بیرون برود. قربان صدقه‌اش می‌روند و وعده شکلات و بستنی می‌دهند. بچه رشوه را قبول می‌کند. همچنان غر می‌زند و از مغازه خارج می‌شود. مشغول چانه‌زدن بر سر تعداد بستنی است...
 
 
 
ادامه مطلب را بزنید
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  11 Mar 2010ساعت 14:57  توسط مریم  | 

خیلی دلم پره ازت

خیلی دلم پره ازت
بود و نبودت زندگی
یه بار دیگه هستیما باز باختم به پای سادگی
یه بار دیگه تنهام گذاشت
اون که چشاش دوستم نداشت
اون که با رفتنش گله گریه رو تو دلم گذاشت
چشمای بی گناه چی شد؟
اون همه گریه هام چی شد؟
اون دله بی گناه چی شد؟
دلی که با من میتپید بی دل و شیدای کی شد؟
 دستاما بگیر و به چشمام نگاه کن میخوام با شعله های عشقم
مزرعه نگاهتا آتیش بزنم.با من بمون

+ نوشته شده در  10 Mar 2010ساعت 17:56  توسط مریم  | 

کبوتر عشق

توی سرمای زمستون یه کبوتر توی ایون
خیس شده پرهای نازش دیگه پاهاش نداره جون
بس که به آسمون نگاه کرد دیگه چشماش شده خسته
آخه اون خبر نداره خودشم بالشا بسته
یه دلش پر اضطرابه .یه دلش پر از امیده
توی آسمون آبی اون هنوز جفتی ندیده

دلش و زدش به دریا

بره دنبالش به هرجا

ولی افسوس یه شکارچی نشسته پشته درختا

تا بلند میشه ز ایوون میریزه روی زمین خون

تا میریزه روی زمین خون جفتش میشینه روی ایوون

بس که به آسمون نگاه کرد دیگه چشماش شده خسته
آخه اون خبر نداره خودشم بالشا بسته

+ نوشته شده در  4 Mar 2010ساعت 11:14  توسط مریم  | 

التماس

وقتی تنها تو اتاقت میمونی
یا وقتی که پریشونی
منا به یادت میاری
وقتی ماه و میبینی
یا پشته شیشه میشینی
تو. روزای بارونی منا  یادت میاری
هرکی شکله منا داشت
یا تو قلبت پا گذاشت
یا که مشکی بود چشاش
التماسی تو نگاش
هنوزم دوستم داری

+ نوشته شده در  26 Feb 2010ساعت 18:47  توسط مریم  | 

معذرت

سلام به دوستای گله خودم..

این چند پست آخر رکسانا جون جای من نوشت..ازش ممنونم. یه معذرت خواهی هم به شما دارم.

به خاطر دلایلی نتونستم بیام وب ..امیدوارم بتونم جبران کنم... برام دعا کنید

بای تا های دوباره

+ نوشته شده در  22 Feb 2010ساعت 21:15  توسط مریم  | 

.

خدایا خسته شدم... دیگه به آخر رسیدم....

تنها چیزی که میتونم بگم اینه که دیگه چیزی برام مهم نیست...

+ نوشته شده در  19 Feb 2010ساعت 11:46  توسط مریم  | 

نکات رفتاری با مردان

۱-وقتی مردی شما را بخواهد، هیچ چیز نمی تواند جلوی او را بگیرد.

٢-اگر شما را نخواهد، هیچ چیز نمی تواند نگهش دارد.

٣-دست از بهانه گیری برای یک مرد و رفتار او بردارید.

۴-هیچوقت خودتان را برای رابطه ای که ارزشش را ندارد تغییر ندهید.

۵-رفتار آرامتر همیشه بهتر است.

۶-قبل از اینکه بفهمید واقعاً چه چیز خوشحالتان می کند، با کسی ارتباط برقرار نکنید.

٧-اگر رابطه تان به این خاطر که مردتان آنطور که لیاقتش را دارید، با شما رفتار نمی کند، به اتمام رسید، هیچوقت سعی نکنید که با هم دو دوست معمولی باشید.

٨-یک دوست با دوست خود بدرفتاری نمی کند.

٩-پاگیر نشوید. اگر فکر می کنید که شما را در حالت تعلیق نگه داشته است، مطمئن باشید که حتماً اینکار را کرده است.

١٠-هیچوقت به خاطر اینکه فکر می کنید گذر زمان ممکن است اوضاع را بهتر کند، در یک رابطه نمانید. ممکن است یکسال بعد به خاطر اینکار از خودتان عصبانی شوید، چون اوضاع هیچ تغییری نکرده است.

١١-تنها کسی که در رابطه می توانید کنترلش کنید، خودتان هستید.

١٢-از مردانی که پیش از ازدواج تقاضای رابطه جنسی میکنند دوری گزینید.

١٣-برای رفتاری که با شما دارد، حد و مرز بگذارید.

١۴-اگر چیزی ناراحتتان می کند، حتماً با او درمیان بگذارید.

١۵-هیچوقت اجازه ندهید، طرفتان همه چیزتان را بداند. ممکن است بعدها بر ضد شما از آن استفاده کند.

١۶-شما نمی توانید رفتار هیچ مردی را تغییر دهید. تغییر از درون ناشی می شود.

١٧-هیچوقت نگذارید احساس کند او از شما مهمتر است...حتی اگر تحصیلات یا شغل بهتری نسبت به شما داشته باشد. او را به یک بت تبدیل نکنید.

١٨-هیچوقت مرد کس دیگری را هم قرض نگیرید. اگر به کس دیگری خیانت کرد، مطمئن باشید که به شما هم خیانت خواهد کرد.

١٩-مردها طوری با شما رفتار می کنند که خودتان اجازه می دهید رفتار کنند.

٢٠-نباید فقط شما همیشه انعطاف از خودتان نشان دهید...هر مصالحه ای دو جانبه است.

٢١-بین از دست رفتن یک رابطه و شروع یک رابطه جدید، به زمانی برای ترمیم و التیام نیاز دارید....قبل از شروع کردن یک رابطه تازه، مسائل قبلیتان را باید به کل فراموش کنید.

٢٢-شروع رابطه و قرار ملاقات با اشخاص مختلف جهت یافتن بهترین فرد خوب است. نیازی نیست که با هر کس که دوست می شوید همان فرد موردنظر شما برای ازدواج باشد.

٢٣-کاری کنید که بعضی وقت ها دلش برایتان تنگ شود. وقتی مردی همیشه بداند که کجا هستید و همیشه در دسترسش باشید، کم کم نادیده تان می گیرد.

٢۴-هیچوقت به مردی که همه آن چیزهایی که از رابطه می خواهید را به شما نمی دهد، به طور کامل متعهد نشوید.

می گویند یک دقیقه طول می کشد که یک فرد خاص را پیدا کنید، یک ساعت طول می کشد که او را تحسین کنید، یک روز تا دوستش بدارید و یک عمر تا فراموشش کنید.

برگرفته از سایت مردمان

+ نوشته شده در  13 Feb 2010ساعت 11:54  توسط مریم  | 

سوختم از عشق

+ نوشته شده در  9 Feb 2010ساعت 19:48  توسط مریم  | 

تنهام نزار

امروز دیدم دیگه داری من و فراموش میکنی

فانوس آرزوهامونو داری خاموش میکنی

وقتی تو نیستی چه کنم با این دله بهونه گیر؟

مگه نگفتم چشمات و از چشم من هیچ وقت نگیر؟

میگم شبا ستاره ها تا میتونن دعات کنن

نورشونو بدرقه پاکی خنده هات کنن

یه شب تو پاییز که غمت سربه سر دل میزاره

مریم همون کسی که بیشتر از همه دوست داره

+ نوشته شده در  9 Feb 2010ساعت 19:45  توسط مریم  | 

زندگیما باختم

یه نفر بهم گفت اگه تو جنگ زندگی باختی دیگه برگه برنده را از دست دادی.... بعضی ها بهم میگفتن زندگی مثله شطرنجه.حالا به این واقعیت رسیدم .من مهره خوبی نیستم.
مهره ای که بد باشه زود از بازی بیرون میره...من مهره ای بودم که تا الان به عنوانه مهره اضافی بودم و مهره های دیگه فعلا به من کاری نداشتن... آخ از اون وقتی که وزیر باشی..اون وقت همه مهره ها می خوان تو رو از زمین بیرون کنند. بیچاره وزیر... من مدلم از سرباز بود.سربازی که هر کسی از راه رسید گفت ولش کن.فعلا مهره های خوب از دست ندادی
 برای همین منا گذاشتن کنار .. مهره های دیگه بهم خندیدن .تنم آتیش گرفت و تو خودم شکستم .. همه بهم گفتن مهره به درد نخور کاش یه چیزه دیگه بودی... همه مهره ها از بازی شطرنج بیرون رفتن ... شاه موند و سرباز.. زیاد خوش آیند نیست .. حالا باید سرباز انقدر مواظب باشه تا یه موقع بیشتر از سه حرکت بازی نکنه.وگرنه بازی باخته... همه میدونن که این بازی به آخر رسیده.. به اون کسی که بازی میکنه میگن ول کن دیگه به آخرش رسید.باختی..اما بازم یه امید داره به سرباز... پادشاه دیگه امیدش شده سرباز..سرباز به خودش مغرور میشه و میگه تا الان به من محل نزاشتی .پس الانم من کار ی برات نمیکنم...آخرش این بازی به پایان میرسه ....سربازم از بازی میره بیرون...من شدم سرباز

+ نوشته شده در  9 Feb 2010ساعت 19:39  توسط مریم  |